تبليغاتX
وبلاگ رسمی اکبر گلپایگانی

 مطلبی از استاد گلپایگانی در صفحه اول محبوبترین روزنامه ورزشی

ایران(خبرورزشی)

روزنامه خبرورزشی با مطلبی از کنسرت استاد گلپا در لندن و حضور بازیکنان مطرح منچستر یونایتد در این کنسرت منتشر شد(۲۵/۲/۸۹).

روزنامه را همین امروز از  روزنامه فروشی ها تهیه نمایید.


هفته نامه جهان سینما با مطلبی از بنده حقیر پیرامون بزرگداشت منزلت هنرمندان واقعی ایران زمین منتشر شد...

۸۹/۲/۲۸

فرهاد رحیمی


استاد گلپایگانی در مراسم سی امین سال روز درگذشت استاد مهرتاش

اکبر گلپایگانی استاد مسلم اواز ایران دیروز جمعه در سی امین سال درگذشت استاد اسماعیل خان مهرتاش شرکت کردند.عکسهای از این مراسم را می توانید ببینید:

عکس ها:ایسنا

+ نوشته شده در  شنبه بیست و پنجم اردیبهشت 1389ساعت 12:9  توسط فرهاد رحیمی  | 
گفتگوی اختصاصی با "اکبر گلپایگانی"

به جهانی ندهم ذره خاک وطنم...

 "اکبر گلپایگانی" معروف به گلپا را شاید کمتر کسی باشد که نشناسد.سالیان درازی است که با صدای جادویی و منحصر به فرد این استاد بزرگ اواز ایران خو گرفته ایم و ایام بهار و تابستان خود را با گوش دل سپردن به اوای دلنشین ایشان گذرانده ایم.گلپا هنرمندی است که از لحاظ شخصیتی نیز منحصر به فرد می باشد و همیشه با روی خوش از مردم و علاقمندانش استقبال می کند.استاد با اینکه وارد هفتادو هفتمین سال زندگی خود شده اند به علت اینکه هر روز ورزش می کنند و زندگی سالمی داشته اند، صدای خوش خود را حفظ کرده اند و بسیار شاداب و سرحال اواز می خوانند.

 

 -اکثر علاقمندان به موسیقی اصیل ایرانی از کارنامه بسیار درخشان و موفقتان در موسیقی اوازی ایرانی به خصوص در برنامه وزین "گلها" اگاهی دارند.لطفا در مورد اولیت تجربه اوازخوانی بگویید.

اولین اوازی را که اجرا کردم به قبل از ورودم به رادیو بر می گردد،یعنی زمانی که 16 سال داشتم و هنوز مشغول فراگیری اواز از دکتر نور علی خان برومند بودم.اوازی بود در مایه ابوعطا به نام مستانه که در منزل مرتضی خان محجوبی پدر پیانوی ایران ضبط گردید.در این نوار خود مرتضی خان پیانو می زنند،استاد محقق و زحمتکش مرحوم علی تجویدی ویولون میزنند و مرحوم حسین تهرانی هم ضرب.هنرمندان بزرگی در ان روز منزل مرتضی خان حضور داشتند افرادی مثل:سعادتمند قمی،رهی معیری و علی دشتی و ...

-اولین اواز حرفه ای تان را چه زمانی خواندید؟

اولین اوازی را که در رادیو اجرا کردم مربوط به سال 1338 می باشد که اوازی بدون ساز در بیات ترک خواندم با شعر حافظ(در خرابات مغان نور خدا میبینم) که به عنوان خواننده ناشناس معرفی شدم و سه روز بعد اولین اوازم با ساز مرتضی خان محجوبی تحت عنوان مست مستم ساقیا دستم بگیر(مثنوی شور) از برنامه گلها پخش شد و شهرتی ایرانگیر پیدا کرد،به طوری که هر جا میرفتیم میدیدیم که مردم دارند این اواز را زمزمه می کنند.

-تا قبل از ارائه اثار شما اغلب مردم فقط ترانه های عامیانه را زمزمه می کردند ولی بعد از انتشار اواز "مست مستم ساقیا..." به یکباره مردمی که علاقه چندانی به شنیدن اواز نداشتند،جذب اواز و صدای جادویی شما شدند.

همانطور که اطلاع دارید من طی 17 سال اول فعالیت هنری خود  فقط اواز می خواندم و ترانه نمی خواندم و فعالیت هنری خود را نیز از گلهای جاویدان شروع کردم که چهار خواننده بیشتر نداشت.ادیب خوانساری بود و بنان و قوامی و در اواخر هم اقای عبدالوهاب شهیدی چند برنامه اجرا کردند که همه در زمان خود خوانندگان بزرگی بودند.زمانی که برای اولین بار به رادیو رفتم که اواز اجرا کنم رئیس وقت رادیو اقای مشیر همایون شهردار مرا دید و گفت:"اینجا برای چه امده ای؟"گفتم:"برای خواندن اواز."گفت:"برو پشت سر مرده اواز بخون،الان دیگه کسی اواز گوش نمیده."خیلی ناراحت شدم و یاد صحبتهای استاد ادیب خوانساری افتادم که می گفت گلپا وقتی می خوای بخونی باید چیزی بخونی که خلاقیت در ان مشهود باشد،یعنی چیز نویی ارائه کنی..مدتها فکر کردم و ان خلاقیت را پیدا کردم و با مرتضی خان، ان اواز مثنوی شور مست مستم ساقیا را خواندم که شعرش از بیژن ترقی بود.بعد از ان هم تمامی اوازهایی را که خواندم متفاوت از اواز دیگر بود.یعنی اگر اوازی در دستگاه سه گاه می خواندم باید با اواز قبلیم که در سه گاه بود متفاوت می بود.خلاقیت و دوری از تکرار باعث جذب مردم به اوازهای من شد.

-بعد از 17 سال شما تصمیم به اجرای ترانه گرفتید و از ترانه هایتان نیز مانند اوازهایتان استقبال بسیار خوبی به عمل امد.نام اولین ترانه ای که خواندید چه بود؟

اولین ترانه ای که خواندم کاری بود با شعر و اهنگ فضل الله توکل به نام" قهر و ناز اندازه داره".البته بعد از ان در کنار اواز ترانه های دیگری نیز خواندم که خدا رو شکر همه مورد علاقه مردم بودند.ترانه هایی مثل اشک،درویش،موی سپید،نه می مونده نه مستی،نقش غم و در این اواخر هم کاری از ساخته های هنرمند عزیزمان اقای جهانبخش پازوکی به نام "عشق پاک" را اجرا کردم که عنوان بهترین ترانه سال را به خود اختصاص داد.

 -با اینکه شما مدت نزدیک به 25 سال را در سکوت سپری کردید ولی همیشه مورد توجه بزرگترین دانشگاههای دنیا (مثل دانشگاه کلمبیا) و همچنین نهاد های بین المللی و هنری دنیا بودید و دکترا و جوایز بسیار ارزشمندی را هم از این نهادها و دانشگاهها دریافت کردید،علت اصلی این موضوع چه بوده است؟

 اتفاقا من وقتی در فرانسه بودم یک خبرنگار فرانسوی همین سوال را از من پرسید که من عین جوابی را که به ایشان دادم به شما هم میگویم؛یک شمع را وقتی در شمعدان میگذاری و به ان فوت می کنی،زود خاموش می شود ولی ایا کوه اتشفشان را بزرگترین بادها می توانند خاموش کنند؟مطمئنن خیر.تمام کارهای من از درونیان روحی ام سرچشمه گرفته و چیزی که از دل برامده هیچ گاه کهنه نخواهد شد.طی 50 سال اخیر خیلی ها به عالم موسیقی ایرانی امدند و سعی کردند به مدارج بالا برسند اما در بهترین حالت در وضعیت متوسط ماندند چون کارهایشان ارژینال نبود.گلهای جاویدان فقط تعداد محدودی خواننده داشت یعنی کسانی مثل ادیب خوانساری،بنان،فاخته ای و اکبر گلپایگانی.هر چهار نفر ما بیش از هر چیز به هنر اهمیت می دادیم و هیچ گاه نشد گرفتار حواشی عالم موسیقی شویم.من فقط عاشق هنر هستم و با هیچ کس هم مشکلی ندارم و اهل شعر و ادبیات و موسیقی و ورزش هستم و میشه در کنسرتهایم در خارج از کشور با این شعر برنامه ام را اغاز می کنم:"به خدا قطع کند خصم اگر سر زتنم/به جهانی ندهم ذره خاک وطنم".

-در دوران فعالیت های اوازی شما افتخارات متعددی به چشم می خورد که یکی از این افتخارات ارزشمند مربوط به استفاده از صدای شما در یک فیلم سینمایی مطرح خارجی است.

بله، "پازولینی"کارگردان مشهور ایتالیایی فیلمی در ایتالیا ساخته بود به نام مده ا(وکیل) که در ان از صدای من استفاده کرده بود و به همین خاطر ان زمان مبلغ یک میلیون دلار در پنج نوبت به من پرداخت کرد.

 -پازولینی درباره استفاده از صدای شما چنین گفته است: مدتها نوارهای خوانندگان متعددی را گوش داده بودم ولی این صدا مدتها در گوشم بود و بالاخره تصمیم گرفتم از این صدا(گلپا)در فیلمم استفاده کنم.پازولینی اولین بار صدای شما را کجا شنیده بود؟

اگر اشتباه نکنم در سال 1335 بود که بنده به اتفاق نور علی خان برومند و اصغر بهاری در یونسکو کنسرتی برگزار کردیم که اتفاقاً پازولینی هم در این کنسرت حضور داشت و صدای من را انجا شنیده بود.تا یادم نرفته این را بگویم که مرحوم فرامرز پایور هم در این کنسرت با ما بود.

-در سال 1346 نیز در فیلم "مرد حنجره طلائی" به عنوان هنرپیشه نقش اول بازی کردید.

درست است."زکی مورن" خواننده مشهورترکیه از دوستان بسیار خوب و نزدیک من بود.او قرار بود در ترکیه فیلمی بازی کند به نام "صفحه شکسته"که از من هم دعوت کرد در این فیلم با او همبازی شوم ولی به دلایلی این امر میسر نشد تا اینکه مرحوم میثاقیه به این فکر افتاد که فیلمی با همان مضمون"صفحه شکسته"بسازد.به این ترتیب فیلم:مرد حنجره طلائی"ساخته شد و علاوه بر بازی در این اثر پنج اهنگ از انوشیروان روحانی با اشعار بیژن ترقی نیز در این فیلم توسط من اجرا شد.

-چرا کار بازیگری را جدی نگرفتید؟

برای اینکه تمام فکر من معطوف به موسیقی اصیل ایرانی بود و کار اصلی من اجرای اواز بود نه بازی در فیلم.و این فیلم نیز تنها برای کسب تجربه بود.به طور تجربی ثابت شده است اگر ادمی یک حیطه را پی بگیرد و توانایی های خود را در ان حیطه بالا ببرد خیلی بهتر از ان است که چند شاخه مختلف را همزمان پی بگیرد و در هیچکدام درجه یک نباشد.

-کار کدام هنرپیشگان سینمای ایران را بیشتر می پسندید؟

من از بازی خیلی ها خوشم میاید مثل:جمشید مشایخی،عزت الله انتظامی،علی نصیریان،مرحوم محمد علی فردین،بهروز وثوقی و ناصر ملک مطیعی.در میان بازیگران جوان تر هم  از بازی پرویز پرستویی،مرحوم خسرو شکیبایی،اکبر عبدی،فاطمه معتمد اریا،محمد رضا فروتن،نیکی کریمی و هدیه تهرانی لذت می برم.در میان کارگردان ها هم سبک کاری خانم تهمینه میلانی را می پسندم.

-مدتهاست کار جدیدی از شما وارد بازار نشده است. ایا کارهای جدیدی اماده پخش دارید؟

بله.یک کاری هست با شعر و اهنگ جهانبخش پازوکی به نام "دیگه این اخره کاره" که در دستگاه راست پنجگاه اجرا گردیده است که اگر خدا بخواهد در سال اینده وارد بازار خواهد شد.چند کار نیز به اهنگسازی دوست و هنرمند عزیزمان اقای جلیل عندلیبی دارم که دو تا از انها در شوشتری هست به نامهای "هوای سرد پیری" و "یاد پرواز" و همچنین ترانه "نماز" که اشعار این کارها از خانم فریبا صفری شاعر جوان کشورمان هست که این کارها نیز در اینده نزدیک به مخاطبان ارائه خواهد شد.

 گفتگو:فرهاد رحیمی/ویژه نامه نوروزی روزنامه بهار/۲۶ اسفند ۱۳۸۸

 


 

 تحلیل برنامه شاخه گل 417

اواز:

استاد گلپایگانی

دستگاه: شور (نغمه بيات ترك)

سایر هنرمندان:

اساتید:عبادی،قوامی،شهناز،مجد،ورزنده،شجریان، ناهيد،جهانگير ملك

 

اين آواز بدون ترديد يكي از يادگارهاي كم نظير دوران شكوه و عظمت موسيقي ايراني به شمار مي رود. همكاري سه استاد بزرگ آواز در اين برنامه با تنوع بسيار جالب و در واقع آموزشي انواع گوشه هاي دستگاه شور (نغمه ي بيات ترك  يا بيات زند) شنونده را به نشاط و شوق مي آورد.

 

آغاز برنامه با استاد قوامي و تحليل  ادامه ي آواز با اجراي استاد گلپا تقديم مي شود.

چهار مضراب بیات ترک توسط استاد جلیل شهناز

شعر:

به درد دل گرفتارم          دوای دل نمی دانم

(درآمد)

 

شعر:

دلا کاری بس مشکل    من این مشکل نمی دانم

(درآمد دوم)

 

شعر:

به چشم خویش می بینم  که خواهد ریخت خون دل

(اشاره به افشاری)

 

شعر:

ندانم چون کنم با دل من غافل نمی دانم

(فرود)

 شعر:

بیابان و شب تاریک و با من بخت من همراه

(شکسته و اوج شکسته)

ولی بختی است خواب آلوده من منزل نمی دانم

(ادامه شکسته) 

تحریر سلمک (جواب با تار)

شعر:

مرا از دین ودنیا همان درد تو حاصل بس

که من خود دین و دنیات را جز این حاصل نمی دانم

(قرچه)

تحریر قرچه (مسلسلی)

 

شعر:

به درد دل گرفتارم          دوای دل نمی دانم

(اشاره به گوشه حصار)

 

شعر:

دلا کاری بس مشکل    من این مشکل نمی دانم

(فرود)

 

 دانلود:شاخه گل 417

اپلود اواز:اقای فرهاد اردکانی

 تحلیل اواز:خانم ازاده حسینی


در ادامه مطلبی را که یکی از دوستان عزیز در اوایل سال برایمان فرستاده اند را تقدیم علاقمندان به موسیقی اصیل ایرانی می کنیم:

 با عرض درود و تهنيت به تمامي مردماني كه در اين كهن ديار، عشق را به رايگان بر يكديگر ارزاني مي دارند نوروزگان بر شما فرخنده باد و از ايزدمنان  ايامي سرشار از شادكامي و سلامتي را برايتان خواستارم

و عرض ادب و احترام  وتبريك سال نو به پيشگاه استاد گرانقدر جناب آقاي دكتر گلپايگاني و تمامي عزيزاني كه در هر عرصه براي ايشان به فعاليت مي پردازند و همچنين به تمامي دوستاني كه به واقع ارزش استاد را شناخته و مهر وي را در دل مي پرورانند اين نا چيز و خاكسار استاد سن و سوادي  محدود تر از آني دارد كه بتواند قلم را آن طورشايسته مقام استاد است براند پس اگر خداي ناكرده در سخنانم خطايي رفت بر اين حقير خرده مگرفته و و آن را بپاي خامي گذاريد.

خيلي خوب به ياد دارم هنگامي كه براي نخستين بار ترنم صداي بزرگ استاد گوشم را نوازش كرد هنوز وارد دوره نوجواني نشده بودم. به ياد دارم احساسي كه در مقابل صداي استاد گلپا به من دست ميداد آنقدر برايم شعف انگيز بود كه زبان از بيانش قاصر است به جرات مي توانم بگويم كه ايشان از آن لحظه به بعد شمع بزم تنهايیم شدند و زيبائي كلام ايشان را مي توانم با وسعت نيلگون آسمان قياس دارم هرچند دريغ كه ....

 اما اگر اجازه دهيد عقيده خويش را در ارتباط با نقش گذشت زمان بر هنر موسيقي و يادگاران آن را بر اين سرزمين هنر پرور ابراز دارم :  

در كنار خيابان ايستاده ايم اتومبيلي عبور مي كند كه از آن صداي موزيكهاي خشن آهنگ غربي بگوش مي رسد  و يا اينكه جواني كنارمان ايستاده و مشغول گوش سپردن به آهنگ هاي است كه خود نيز نمي فهمد كه چه مي گويد  ..... و با جمله اي كوتاه خود را توجيح مي كنيم  ، دور زمانه عوض شده !

اما من فكر مي كنم كه ما مصداق آن داستان شده ايم كه در كودكي بزرگترها برايمان تعريف مي كردنند ، حكايت اين بود كه عده اي بيگانه به شهري در مي آيند تا براي مردم لباسي جديد بدوزند و شايعه مي پراكنند كه هر كس اين لباس را نبيند نجيب زاده نيست درصورتي كه لباسي وجود نداشت و مردمان براي اينكه خود را نجيب زاده جلوه دهند مدعي بودنند كه لباس را مي بينند و به دروغ از آن تمجيد مي كردند ؛ دريغ كه امروزه موسيقي ما هم چون آن لباس كذايي شده و اگر كسي زيبايي موسيقي نامفهوم بيگانگان را در نيابد از هنر موسيقي هيچ نمي داند و فردي است متحجرو حتي عده اي هم كاسه داغ تر از آش شده و سنگ موزيك غرب را به سينه مي زنند و حتي برخي قدم فرا تر برداشته و قباحت را به حد وقاحت رسانيده اند و به اساطير و اساتيد فرهنگ و هنر اين مرزو بوم نيز توهين ميكنند.

جاي بسي تاسف دارد هنگامي كه كتابهاي سفر نامه هاي كه برخي از بيگانگاني كه از سفرشان در ايران نوشته اند رجوع مي كنيم  ميبينيم كه ممكن نيست كه آواز ايراني را شنيده باشند و چند صفحه يا لااقل چند پاراگراف را به تحسين آن ننگاشته باشند.

افسوس مي خوريم هنگامي كه به خانه افراد مسن خانواده و يا فاميل مي رويم و چشممان به راديوي چوبي كنار پنجره يا به گرامافون روي طاقچه مي افتد كه چند صفحه قديمي به يادگار ايام در كنارش خود نمايي مي كند ، آري اينان خاطرات مردمي هستند كه با آواز زندگي مي كردنند ؛طنين  لرزان آواز خوان از پشت سياهي صفحه گرامافون بوئي غريب در اتاق مي پراكند و صداي خش خشي چون هياهوي زمانه بر آن نشسته است و لي صداي ناهنجار خش خش نمي تواتند تاثيري بر زيبايي موسيقي ايران زمين گذارد چون اين هنر از هر زمان و مكاني مبراست.

به عقيده شما كدام موسيقي زنده تر است اين موزيك هاي نا هنجاري كه در كشور ما بنام رپ وغيره رواج يافته كه به اصطلاح خواننده اش امروز آنرا مي خواند و هفته اي ديگر هيچكس آنرا گوش نمي دهد چون آن در ميان جوانان عمري بيش از يك هفته را ندارد اما آوازها و ترانه هاي كه پاي بند به اصول فرهنگي كشور هستند عمري به قدمت جاودانگي دارند. مي بينيم كه هنوز آواز ها و ترانه هاي را مردم بر لب دارند كه مدتي زياد است كه خواننده اش به رحمت ايزدي پيوسته اما سرزندگي هنر نام  خواننده را هم زنده ساخته .

براي مردمان چه زيبا بود آن خاطرات پاك گذشته كه به انتظار بنشينند تا گوش جان به برنامه گلها بسپارند  و يكي از عواملي كه به اين برنامه جاودان اعتباري خاص مي بخشيد صداي بزرگ استاد اكبر گلپايگاني بود آري مردمان به انتظار مي نشستند تا طنين استاد گلپا از پس امواج راديو برون آيد تا آن دل مشغول را كه ساعتي بود به انتظار نشسته بود را تسلي بخشد و جانها را سرشار از اين موهبت الهي سازد ؛ دوستان جناب بزرگ استاد گلپا همان مرديست كه صدايش براي اين سرزمين به صداقت و پاكي ترنم باران است از عشق مي گفت و مي گويد چون واژه مقدس عشق را دريافته و مي سرائيد و مي سرايد براي پاك باختگان راه ، براي مردماني كه از زن ومرد، از پير و جوان نام آشناي گلپا (اكبر گلپايگاني ) را مي شناختند و ميشناسند اما .... دريغ كه او چند سالي فرياد آوازش را در سينه پنهان كرد ، روزگار كه با همه كس سر جنگ دارد مي خواست ساز ش را بشكند ولي نتواست چون قلبهاي اين مردم  به عشق و يادش  مي تپيد ؛ تا حدودي سكوتش به درازا كشيد ولي آن سفر كرده كه صد قافله دل همرهش بود دوباره باز گشت آري اين افسانه ساز شهر تنهايي با آمدنش چون مسيحا دمي بر دل هاي خسته زد و با صداي دلنشينش جاني دوباره بر كالبد فرطوت ايام دميد ؛ دوستان مست عشق بغض و دغدغه ساليان دراز زندگي اين باغبان خسته بود از قديم گفته اند كه قدر زر ، زرگر شناسد قدر گوهر گوهري اما من نه زرگر هستم ونه گوهري اما  فكر مي كنم كه ارزش زر وگوهري چون بزرگ استاد گلپايگاني در يافته ام و براي حسن ختام بايد عرض بدارم كه جناب استاد اين نا چيز خاكسار هميشه اين شعر حافظ زيبا كلام را برازنده يا بهتر بگوييم مصداق بارز شما ميدانم كه مي فرمايد :

مطرب عشق عجب سازونوائي دارد

نقش هر نغمه كه زد راه به جائي دارد

عا لم از نا له عشاق مبادا خا لي

           كه خوش آهنگ و فرح بخش صدايي دارد          

 

    **ارادتمند  و دوستدارشما ياسر بازيار**   

 


 گلهای رنگارنگ"۶"به زودی منتشر می شود

البوم گلهای رنگارنگ شماره ۶ به زودی از طریق شرکت اوای نوین اصفهان منتشر خواهد شد.

در این البوم دو اواز برجسته استاد گلپایگانی در برنامه های شاخه گل(گلها) تقدیم علاقمندان به موسیقی اصیل و فاخر ایرانی خواهد شد.کیفیت این اثار بسیار عالی می باشد.

قسمت اول نوار مربوط به شاخه گل ۱۰۱ می باشد که در مایه افشاری اجرا گردیده است و هنرمندانی چون مرتضی خان محجوبی و جلیل شهناز و بدیعی و افتتاح با گلپا همکاری می کنند.اهنگ این اثر از ساخته های استاد روح الله خالقی می باشد.

قسمت دوم نوار هم شاخه گل شماره ۹۶ می باشد که با همکاری هنرمندانی همچون پرویز یاحقی و فرهنگ شریف و امیر ناصر افتتاح در مخالف سه گاه اجرا گردیده است و اهنگ ان از جواد بدیع زاده می باشد.


بر دوستان رفته چه افسوس می خوریم...

بر خود واجب می دانم درگذشت هنرمندان بزرگی را که در سال ۸۹ از میان ما رفتند را خدمت علاقمندان به هنر تسلیت عرض نمایم.هنرمندان بزرگ سینمای ایرانی زنده یادان:رضا کرم رضائی-محمود بنفشه خواه-کیومرث ملک مطیعی و خانم حمیده خیر ابادی و همچنین خواننده خوش صدای موسیقی ایران اقای جهان قشقایی.

اقای جهان قشقایی معروف به جهان از جمله خوانندگان خوش صدا و باشخصیت موسیقی ایران بودند که هر موقع به ایران تشریف میاوردند خدمت استاد میرفتند و از علاقمندان به سبک و اواز استاد گلپایگانی بودند.

یاد و خاطره همه این عزیزان تا ابد در قلب ما خواهد بود و فراموش نخواهند شد.

روحشان شاد و یادشان گرامی...

خاک پای اهالی هنر...فرهاد رحیمی

+ نوشته شده در  شنبه یازدهم اردیبهشت 1389ساعت 12:45  توسط فرهاد رحیمی  |