تبليغاتX
وبلاگ رسمی اکبر گلپایگانی

متن پیام تبریک استاد گلپایگانی به اصغر فرهادی

کسب جایزه ارزشمند گلدن گلوب توسط آقای "اصغر فرهادی" افتخاری بزرگ و قابل ستایش برای ایران عزیزمان می باشد.به عنوان یک ایرانی به این افتخار می بالم و این موفقیت بزرگ را خدمت هنرمند ارزنده آقای اصغر فرهادی و جامعه هنری کشور به ویژه جامعه سینما و تمامی هموطنان عزیزم تبریک عرض میکنم و امیدوارم که این موفقیتها و افتخار افرینی ها ادامه داشته باشد...اکبر گلپایگانی

عکسهایی از کنسرت استاد گلپایگانی در لاس وگاس
(کریسمس ۲۰۱۱)
 
(استاد گلپا به هنگام اجرای برنامه اشک می ریختند و همه حاضران در سالن را تحت تاثیر قرار دادند)
(استقبال عالی تماشاگران از کنسرت استاد)
 
 
(استاد گلپا به همراه نوه هایشان)
 
 
(نوه های استاد در حال اجرای ترانه)

 
تحلیل آواز گلپا در گلهای رنگارنگ شماره ۵۲۲
 
مقدمه:
با درودی دوباره خدمت شما عزیزان
ابتدا مطلب رو پیرامون اهمیت برنامه گلها عرض میکنم.گلها تنها ارکستر ملی و بطور خاص ارکستر مجلسی موسیقی ملی ایران بود که با همکاری فرهیختگان موسیقی و ادب ایران شکل گرفت.فرهیختگان و هنرمندان گرانمایه ای چون خالقی،ادیب خوانساری،اکبر گلپایگانی،محمودی خوانساری،پروین،مرضیه،بنان،الهه،وفایی که همگی صاحب سبک و صاحب قریحه و ماهرترین خوانندگان بودند.در مورد بنا شدن موسیقی ملی و سال تاسیس اون و بنیانگذار آن که روح اله خالقی باشد قبلا عرض شد.
گلها هرگز یک برنامه رادیویی نبود بلکه بنیان موسیقی و ادب ایران بود و در آن زمان رادیو بر مبنای ارائه موسیقی و سازماندهی شده بود که اصلی ترین پایگاه بشمار می آمد.برنامه موسیقی ایرانی و نوایی از موسیقی ملی نیز از گرانبها ترین آثار موسیقی ملی ایران میباشد که در بستر گلها شکل گرفت
چون در آن زمان موسیقی برای مردم بود و لذت بردن از موسیقی برای تمامی اقشار و بدون هیچگونه قید و بندی پخش میشد احتمالا نسل این دوران گمان میکنند که گلها یک برنامه معمولی رادیو بوده که خب خیلی معمولی مثل همیشه از رادیو پخش میشد و این ذهنیت خراب از جایی نشات گرفته است که به نسل کنونی ایراد کرده اند که موسیقی فاخر موسیقی است که در سالنهای کنسرت و با بلیطهای ۱۰۰ هزار تومانی قابل پخش هست و آنچه به عنوان رایگان از رادیو پخش میشد همگی مزخرف میباشد.و اینطور هنرمندان تجاری امروزی بر سر مردم منت میگذارند که البته هنربند هستند
اما استاد گلپایگانی...از قدیم برعکس هنرمندان دیگر که آواز میخواندند گلپا تنها آوازه خوانی بود که مردم آوازهای او را مانند ترانه بخاطر میسپردند و درواقع آوازهای او شهرت میافت.برای نمونه چند مورد نام میبرم:آواز افشاری هر سو که دویدیم، آوازمثنوی شور مست مستم ساقیا ، آواز دل به سودای تو بستیم در ابوعطا، آواز با من بگو تا کیستی در اصفهان،آوازی بنام خاموش در اصفهان.آواز سه گاه ای آرزوی گم شده مهمان کیستی.آوازی در سه گاه و مخالف بنام شتاب.آواز مخالف با شعر پیش ما سوختگان.آوازی در سه گاه باز بنام ما رند و خراباتی و مستیم.آواز سه گاه یا رب این شمع شب افروز ز کاشانه کیست و ... اینها نمونه هایی بسیار معروف از آوازهای گلپاست.مردم اشعار آواز رو حفظ بودند و باز میبینیم علاقه مندان نسل امروز نیز بطور جالبی همان روند را ادامه میدهند و ناخداگاه همان اشعار و تکیه کلامهای گلپا زمزمه میشود.به عنوان مثال از بس که غم به سینه من بسته راه را دیگر مجال آمد و شد نیست آه را.یا باز بطور مثال من عاشق خدایم عشق دلم خداییست... و باز اشعار معروف دیگر مثل حدیث عشق ما گر کس نگفت افسانه ای کمتر،وگر من هم نباشم در جهان دیوانه ای کمتر.الان دارم فکر میکنم که مردم چقدر اینها رو زمزمه میکردند و من یادمه در مهمانیها و بزمها چقدر اینها در دل مردم جا داشت و گلپا با چه خصوصیاتی جلوه میکرد.تا همین اشعار جدید که ایشون در کنسرتها و ترانه های استودیویی ضبط کردند و باز سر زبانها افتاد و طرفداران جدید ایشون با همین اشعار گلپا رو تعقیب میکنند. حتی رومانسهای گلپا سر زبانها میچرخد و کاملا مانوس با دل مردم هست.عجب عمرا تموم شد چه دور از هم حروم شد.... و یا ای از عشق پاک من همیشه مست من تو را آسان نیاوردم بدست.باز ترانه ماندگار دیگر تصورهای باطل نقش زد آینده ما را....
اما آواز مطلب امروز بسیار از همه مهمتر هست.شاید بتوانم بگویم معروفترین آواز استاد گلپا در دهه ۵۰ همین آواز ابوعطا میباشد.چقدر سرزبانها افتاد.چه وزن و چه آواز زیبایی و چه شعر جالبی که گلپا با تمام احساس آن را میخواند.نه تنها در همین مایه ابوعطا بلکه همین شعر را در کنسرتها و بزمها در دستگاههای دیگر هم میخواند و من از همه بیشتر دیدم که مردم با این آواز مانوس شدند تا جاییکه سید کریم هم همین آواز گلپا را به عنوان آواز و یادی از گلپا در برنامه های طرب انگیز خودش اجرا میکرد.
عشق به سر حد جنونم کشد
این دل دیوانه به خونم کشد
ای که به دام تو اسیرم اسیر/لذت دیوانگی از من مگیر
من هرگز این احساس و این زمزمه ها و خاطره های مردم رو فراموش نمیکنم.تکنیک و زیبایی و نهایت احساس در آوازهای گلپا یافت میشد.تکنیک در حد اعلا بود.بسیار خاص و بسیار عجیب.چنین آوازه خوانی در طول تاریخ موسیقی ایران و همچنین در کل سابقه ۱۰۰ ساله موسیقی ملی نداشتیم.موسیقی ملی ایران به امثال یاحقی و گلپا و ملک و ایرج و یاسمین و پوران و همایون خرم افتخار میکند.کششهای خاص صدا و لرزه های صدا و پایین وبالا شدن صدا و اوج و فرودهای آبشاری و بلبلی بودن تحریر و مهمتر از همه تاکید بر چهچهه در آواز و نوانس صدا که ناشی از احساس هست هر آوازه خوانی را ملول از هرگونه تقلید از گلپا کرده است.
هنوز که هنوزه هنرجویان آواز متوجه نیستند که خوانندگی به چه معناست.خواننده نیستند.و شخصیت هنری ندارند و نمیتوانند با صدای خود و احساس خود و با شعر انس بگیرند.طرب و غم از نغمات آنها بر نمیخیزد.بلکه ناله و غصه است.داشتن صدا و در دستگاه انداختن شعر و اجرای چند گوشه آواز هرگز آواز نخواهد شد.خواننده باید ردیف موسیقی را در احساس بیاورد.باید در آواز لحن داشته باشد باید با شروع اولین بیت شعر گوش شنونده را دربست تحت اختیار بگیرد و به قول معروف سیلی اول را در دعوا بزند.
در همین آواز که به شما تقدیم میشود با شروع شعر، گلپا چنان شعر را آغاز میکند و با کشش و لحنی خاص اجرا میکند که به فوریت گوش شنونده را تیز میکند.وقتی میگوید: ای همه هستی من از آن تو. ببینید با چه کششی و با چه احساسی و با چه قدرتی و با چه نوانسی این شعر آغاز و خاتمه میابد.هرطور فکر میکنم میبینم اگر آوازه خوان دیگری این شعر را اجرا میکرد هرگز به این شیوه نمیخواند و به این اندازه بر شعر تامل نمیکرد و هرگز به گوش من شنونده نفوذ نمیکرد.با چنین کششی! برفرض لحن ادیب خوانساری و لحن ایرج و یا لحن محمودی خوانساری.هرکدام به شیوه ای آغاز میکنند اما این کشش در آوازخوانی چیز دیگریست.دل شنونده را همان اول میبرد.تاکید گلپا در شروع آواز هم همین است که  به ندرت آواز را با تحریر شروع کند بلکه با شعر گوش شنونده را جلب میکند و سکوت را جاری میسازد.
اما در نهایت در مورد فرق تحریر و چهچهه عرض کنم.تحریر همراه با شعر اجرا میشود و مدت زمان کوتاهی دارد و یا در میان شعر با همان وزن شعر اجرا میشود.اما چهچهه در آواز یکی از ضروری ترین قسمت آواز هست چرا که آواز بدون چهچهه ناقص هست و آواز نزدیک به رومانس میشود.در آواز بر اوج آواز حتما چهچهه اجرا میکنند و باید بسیار پرقدرت زیبا و پرنفس باشد.نهایتا در آواز ۲ چهچهه بطور رایج دیده شده یعنی بستگی بر تعداد اوجها و فرودها
خوانندگانی در اجرای چهچهه کم می آورند و یا نفس ندارند دچار نقص آوازی هستند اما نقص اساسی نیست چرا که این چهچهه عصاره و اوج لذت آواز هست و خب اگر هنرمندی در این قسمت پرتوان نباشد هرگز آوازش در اوج زیبایی و لذت نخواهد رسید و انگار یه چیزی کم داره.مثل آوازهای مرحوم استاد بنان که شنونده کمی احساس کسل بودن و یا سکون دارد.بماند که صدای بنان چقدر کششهای خاص و چه احساس و چه تکنیک ارزنده ای داشت و باز هنرمندان امروزی از آواز او ملولند و ناتوان.چرا که تکنیک او در احساسش و نوانس صدایش خلاصه میشد!
بطور خلاصه چهچهه گلپا و ایرج مثال زدنی ترین آوازها را در بر میگیرد و از این جهت این دو هنرمند نه تنها در ویژگیهای خوانندگی که عرض شد بلکه با داشتن چهچهه اسطوره موسیقی ملی ایران هستند.
 
 

تحلیل آواز استاد گلپا:

مقدمه ابو عطا در ریتم۸/۶

ای همه هستی من از آن تو

 جان و دلم بسته پیمان تو

درآمد ابوعطا

تحریر حجاز

اوج حجاز

عشق به سرحد جنونم کشد

این دل دیوانه به خونم کشد (حجاز)

چهچهه در نیش حجاز

ای که به دام تو اسیرم اسیر لذت دیوانگی از من مگیر (حجاز)

تحریر حجاز

تحریر حاجی حسنی و فرود

اشاره به درآمد سه گاه و اشاره به ابتدای رهاب و فرود به شور

 دانلود:

استاد اکبر گلپا_ابوعطا

از ویژگی دیگر آواز اشاره زیبا به سه گاه در عین حال که در مقام ابوعطا بود اجرا شد و این همان حس هست و همان خوانندگی.این مطلب نه در ردیف یافت میشود و نه در مدولاسیونهای رایج.به این میگویند اسطوره ای چون گلپا.به راحتی گزش در لحن سه گاه را اجرا میکند  و اصطلاحا میگزد و علاقه او به سه گاه و دید خاص او به سه گاه در همینجاست

دیگر اشاره بر نیش حجاز هست که مختص گلپا میباشد.

 
مقاله و تحلیل آواز از دوست عزیزم نادر
توضیح:لازم به ذکر است تحلیل گوشه های این آواز قبلا توسط دوست و همکار عزیزم خانم آزاده حسینی نیز انجام شده است...


سال نو میلادی(2012) را خدمت تمامی دوستان عزیز تبریک عرض می کنیم...
+ نوشته شده در  دوشنبه پنجم دی 1390ساعت 17:58  توسط فرهاد رحیمی  |